قسمت چهارم
چند هفتهای گذشت.
هوا کمکم داشت به سمتِ پاییزِ میرفت.
درخت ها رنگ عوض کرده بودن و باد، هر از گاهی، صدای خشخشِ برگ ها رو تویِ خیابون میپیچوند.
من و متئو ، دیگه «آشنا» نبودیم.
مثلِ دو تا خطِ موازی نبودیم که اتفاقی همدیگه رو دیدن. حالا، انگار مسیرمون یهجوری با هم تلاقی پیدا کرده بود.
دیدارهایِ ما، دیگه اتفاقی نبود.
گاهي وسطِ هفته، یه پیامِ کوتاه از طرفِ اون میاومد: امروز میتونم بیام ببینمت عزیزدلم؟
یا من، یه عکس از برگِ قرمزی که رویِ نیمکتِ پارک افتاده بود، رو براش میفرستادم و مینوشتم: «ببین چقدر قشنگه متئو .»
دیگه اون سکوتهایِ اول، جایِ خودشون رو داده بودن به حرفهایی که یهجورایی، انگار همیشه منتظرِ شنیدنشون بودیم.
از رویاهایِ کوچیکِ من، از متئو ، از کتابهایی که میخوندیم، و از فیلمهایی که گاهی وسطِ هفته، تویِ یه سینمایِ خلوت، با هم تماشا میکردیم.
یه عصرِ پاییزیِ دلنشین، کنارِ هم نشسته بودیم تو همون کتاب فروشی دنجمون.
نورِ خورشید، از پنجره میتابید و همه جا رو طلایی کرده بود.
کتابها دیگه فقط تو قفسه نبودن؛ انگارچشم دوخته بودن به قصه ی ما .
متئو، فنجونِ قهوهاش رو کنار گذاشت و رو به من گفت:
«میدونی، فکر کنم تمام روزهایی که با تو گذروندم، یه چیزی تویِ من شروع شد که تا حالا منتظرش بودم.»
نگاهش کردم.
پرسیدم : چی؟
گفت: شاید… یه جورِ جدید از دیدنِ دنیا. یه جورِ تازه از حس کردن.
مکث کرد و ادامه داد: انگار تو، یه پنجره ای بودی به یه دنیایِ دیگه… دنیایی که تو توش بودی.»
از ته دل لبخند زدم و گفتم: من هم همین حس رو دارم.
«پس…» متئو ادامه داد و دستش رو آروم گذاشت رویِ دستِ من.
یه لمسِ کوتاه، اما پر از حس.
ادامه داد : پس شاید… وقتش رسیده که دیگه منتظرِ هیچ چیز نمونیم.
نگاهش دوباره تویِ چشمهام قفل شد، با همون عمقِ همیشگی.
«شاید وقتش رسیده که… شروع کنیم به ساختنِ دنیایِ خودمون. دنیایی که همیشه آفتابی باشه.»
دستم رو تویِ دستس فشرد.
گرم بود.
مثلِ یه قول.
مثلِ یه شروعِ تازه.
گفتم: متئو ... من هم همین فکر رو میکنم.
قصهای که از یه بارون شروع شد، از یه چترِ کوچیک، و از دو تا آدم که همدیگه رو پیدا کردن.
و حالا…
حالا، دنیایِ ما، دیگه فقط ساده نبود.
بلکه دنیایی بود که ما باهم ساخته بودیمش؛ با ایمان، با اعتماد، و حمایت و با همون حسی که باعث میشد…
در هر شرایطی ، باز هم «آرامش» رو حس کنیم.
چون آرامش، شده بود «ما».
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده